آواآوا، تا این لحظه: 14 سال و 11 ماه و 8 روز سن داره

آوای دلنشین

مهر 96

شهرکتاب- باغ علم کودک با هانا جون:  این عکس با پارسا جون و هانا جون: رستوران عمو حسین اینا:  قرررربونت برم که کمک مامان میکنی: اینم از هنر دوخت و دوزت ماشالا از هر انگشت دخترم هنر میباره 😂😆: تو و دختر عمه نرگس: پارک قیطریه که از طرف مدرسه تکریم رفتین: تو و باران جون خونه خاله مرجان: نامه ای که برای هانا جون نوشتی در حقیقت کشیدی 😅: نذری شله زرد خاله سمیرا: تو و بنیتا جون پارک قیطریه: یه عکس از مدرسه تکریم شما مدرسه رفتین مام مدرسه رفتیم 😁: به زودی برمیگردیم با عکسای تولد 6 سالگی و تم پری د...
26 ارديبهشت 1405

تیرماه سال 96

فرهنگسرای نیاوران با بنیتا و آرنیکا جون: مهمونی خونه گندوم جون اینا با دوستای مهدکودک شادان: تولد روشا جون و کوشا جون: قرررربونت بشم بی دندون: تو و روشا جون در حال اختلاط😂: اینم ببری جون که خیلی دوسش داشتی: شهربازی با دوستای نی نی وبلاگی: تو و باران جون: خونه باران جون اینا با دوستای نی نی وبلاگی: سفر شمال با خاله حدیث و خاله شیما اینا: تو و مشکات جون: اینجام با مشکات و رهام جون: دوستدار حیوانات🤭: ...
8 ارديبهشت 1405

فروردین-اردیبهشت و خرداد سال 96

سلامی دوباره بعد از سال ها 😁 الان دیگه تو توی 15 سالگی هستی و کلی برای خودت خانومی شدی و کللللی هم عاشق وبلاگت هستی و دوسش داری و میخونیش و به دوستات نشون دادی 😋 گفتم حالا که اینجوریه بذار دفترچه خاطراتتو تکمیل تر کنم که به یادگاری برات بمونه مثل قبل به دیتیل نمی تونم بنویسم ولی لااقل خاطرات کلی رو با عکس برات میذارم🤗   قربونت برم اینجا در حال سنگ نوردی هستی😅: با آرمیتا جون در حال بازی: عکس مهدکودک 😂: تولد میعاد کوچولو که الان مردی شده برای خودش: پارک با دوستات پرنیان و مشکات و آرتین: مهدکودک: (الان بابا بود میگفت صاف بشین قوز نکن 😂): پارک دم خونمون:...
8 ارديبهشت 1405
1